صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
381
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) اين خبر به پيامبر رسيد و در پى تحقيق بر آمد و موقعيّت قريظه روشن گشت . آنگاه براى تحقيق بيشتر ، سعد پسر معاذ [ پيشواى اوس ] ، سعد پسر عباده ، [ پيشواى خزرج ] عبد اللّه پسر رواحه و خوّات پسر جبير را نزد آنان فرستاد و گفت : ببينيد ، اين خبر درست است يا خير ؟ اگر درست باشد با رمز مرا با خبر كنيد و موضوع در ميان مردم شايع نشود و اگر به پيمان وفا دارند ؛ آن را براى مردم بازگوييد . اين گروه رفتند و دريافتند [ كه كار از آن چه شنيده بودند بدتر و سختتر است ] و از خبث طينت خود ، مسلمانان را دشنام مىدهند و به پيامبر اهانت مىكنند و مىگويند : پيامبر كيست ؟ ! ما با او هم پيمان نيستيم . مسلمانان بازگشتند و با رمز و كنايه به پيامبر اطلاع دادند و گفتند : هم چون خيانتپيشگان رجيع و معونه در صدد خيانت هستند . هر چند اين قضيه را مخفى نگهداشتند ، اما ساير مسلمانان از آن آگاه شدند و خطر بزرگى جلوى پاى خود لمس كردند . ( 2 ) مسلمانان در موقعيّت سختى قرار داشتند و [ در اين شرايط ] كه هيچ چيز ، بنى قريظه را از پيمانشكنى بازنمىداشت . [ به ويژه ] ، لشكر بزرگى پيش رويشان قرار گرفته بود و نمىتوانستند به آن پشت كنند [ و به قريظه بپردازند ] . و [ از سويى ] زنان و كودكانشان ، - بدون نيرو و نگهبان - به آن خيانتكاران نزديك بود . خداوند در مورد حال مسلمانان مىگويد : « . . . وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا . هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً . » « 1 » [ . . . آنگاه كه چشمها خيره شد و جانها به گلوگاهها رسيد و به خدا گمانهاى ( نابجا ) مىبرديد . آنجا بود كه مؤمنان در آزمايش قرار گرفتند و سخت تكان خوردند . ] دو رويى در ميان منافقان آغاز شد و گفتند : محمد ، به ما وعدهء دست يا بى به گنجينههاى شاهان ايران و قيصر روم داده است ؛ حال آن كه ، اكنون كسى از ما اطمينان ندارد پى كار كوچكى برود و از جا تكان بخورد . برخى ديگر به پيامبر مىگفتند : خانههايمان حفاظ و نگهبان ندارد و محكم نيست و در بيرون شهر واقع شده است . به ما اجازه بده تا به خانههايمان برگرديم . طايفهء بنى سليم سست و بىاراده شدند . قرآن در اين باب مىگويد : « وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا
--> ( 1 ) - احزاب / 11 - 10 .